تماس با ارواح www.arvah.org

ارواح , متافیزیک , عرفان, هیپنوتیزم

بانوی قهوه ای پوش
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢۳  
یکی از مهمترین عکس هایی که از یک روح گرفته شده , همان عکسی است که در سالن رینهام در نورفولک انگلستان گرفته شده است. روح حاضر در این سالن به ((بانوی قهوه ای پوش )) معروف است , چرا که لباس مواج وی همچنانکه مشغول پایین آمدن از پله هاست , به رنگ قهوه ای است. می گویند این روح متعلق به دوروتی والپول , خواهر رابرت والپول , نخست وزیر قرن 18 انگلستان است. شوهر عصبانی دوروتی وقتی پی به خیانت همسرش برد دستور داد وی را در سالن رینهام زندانی کنند. روح این زن چهره ای نحیف اما نورانی دارد و حفره هایی سیاه به جای چشم هایش دیده میشود. این روح بسیار مهربان است. کاپیتان پروواند در سال 1936 موفق شد عکسی از این روح بگیرد , عکسی که در درستی اش هیچ شکی نیست.

این عکس را کاپیتان پروواند در 19 سپتامبر 1936 از روح بانوی قهوه ای پوش در سالن رینهام گرفت. این عکس که کارشناسان عکاسی درستی و صحت آن را تایید کردند بعدها در مجله معتبر ((کانتری لایف)) به چاپ رسید.

 

 

ارواح


 
هتل ها و ساختمان های در تسخیر ارواح
ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢۳  

هتل کراون:

هتل کراون در ((دورست )) انگلستان ظاهرا توسط چند روح تسخیر شده است. اغلب فعالیت های منسوب به ارواح در بخشی از هتل روی می دهد که قبلا اصطبلی برای نگهداری اسب ها بوده است. برخی از کاکنان هتل شاهد بوده اند که درهای این بخش از ساختمان ختل به رغم قفل بودن , به صورت خود بخودی باز و بسته میشود. هراس آورتر از این اتفاق گزارش شاهدانی است که ادعا کرده اند صدای فریاد و شیون بچه را از داخل هتل شنیده اند. اهالی محل می گوند سال های دور زمین دار ثروتمندی دو کودک عقبمانده خود را در داخل استبلی زندانی کرد و بعدا نیز آنها را کشت . اصطبل مذکور بعدها به محلی برای برپایی کنسرت موسیقی در داخل هتل تبدیل شد. در دهه 1960 این محل کاملا خالی بود با این حال صدای نوختن پیانو به گوش میرسید . همچنین گفته میشود که صدای کسی یا چیزی ((شاید جسد) که دارند آن را بر روی زمین می کشند به گوش می رسد . برخی از افراد نیز مدعی شده اند که هر از چندگاه یک بخار مهتابی رنگ را در اطراف ساختمان هتل مشاهده میکنند که شبیه سر یک کودک است.

هتل رافلز:

هتل رافلز یکی از قدیمی ترین هتل ها در کشور سنگاپور است . این هتل در سال 1897 بر روی زمینی که قبلا در آن یک مدرسه شبانه روزی دختران ساخته شده بود, بنا شد. هتل رافلز در سال های میانی دهه 1980 بازسازی شد اما تا آن هنگام ده گزارش از سوی افراد مستقل ارایه شد که ادعا می کردند صدای یک دختر را که دارد یک شعر کودکستانی را می خواند از داخل این هتل شنیده اند. می گویند که این صدا متعلق به دختر بچه دانش آموزی است که سال ها قبل در این مدرسه شبانه روزی جان سپرد.

هتل صومعه((درای بورگ)

این هتل در ((سنت باس ولز)) اسکاتلند در حدود سال 1845 بنا شد. هنگامی که صومعه درای برگ در جنب این هتل همچنان دایر بود , یکی از راهبان صومعه سر و سری با یک بانوی جوان که در صومعه کار میکرد برقرار نمود . اسم این زن گریسل بیلی بود . رئیس راهبان ]نگامی که از این ماجرا باخبر شد دستور اعدام راهب را صادر کرد. از سوی دیگر هنگامی که گریسل خبر اعدام راهب را شنید خودش را در رودخانه غرق کرد. گفته میشود از آن هنگام به بعد روح گریسل بیلی در حال قدم زدن بر روی پل معلقی که بر فراز رودخانه جنبهتل واقع شده دیده میشود. می گویند این روح زمانی ظاهر میشود که یک تغییر و تحول در ساختمان هتل در جریان باشد.

برج لندن:

گفته میشود که بسیاری از ارواح آدم های سرشناس تاریخ ((برج لندن )) را تسخیر کرده اند , ارواح افرادی همچون هنری ششم , توماس بکت , آن بولین , لیدی جین گری و سر والتر رایلی.

همچنین ارواح پادشاه انگلستان ادوارد پنجم و برادرش پرنس ریچارد , که سال 1483 به هنگام کودکی شان در برج لندن به شکل مرموزانه ای به قتل رسیدند, در این برج دیده شده است . یک تسخیر خونین تر ارواح به کنتس سالیسبوری مربوط میشود. این زن سال 1541 به مجازات مرگ محکوم شد. چنین ادعا شده که ماجرای اعدام وی هر از چندگاه توسط گروی از اشباح در برج سبز (یکی از دو برج لند) اجرا میشود.

آن بولین :

آن بولین یکی از قربانیان هنری هشتم پادشاه انگلستان بود که به دستور این پادشاه که شوهرش نیز بود , سر از تنش جداشد. گفته میشود روح آن بولین در برم سفید برج لندن دیده شده است. شاهدان از موجود بدون سری سخن میویند که هاله ای از یک نور ترسناک اطرافش را احاطه کرده است. میگویند این موجود فاقد سر , روح آن بولین است. می گویند روح لیدی جین گری هم درست در روز های سالگرد اعدامش در داخل برج پدیدار میشود. یکی دیگر از ارواحی که برج لندن را تسخیر کرده , روح سر والتر رایلی است که برای 13 سال در سلولی واقع در همین برج زندانی بود و عاقبت نیز اعدام شد. بسیاری از شاهدان عینی خبر از دیگر انئاع فعالیت های مرتبط با ارواح در برج لندن داده اند. این فعالیت ها از جمله شامل موارد زیر است :صدای پای یک نگهبان نامرئی مشغول رژه رفتن است , فریاد های ترسناک و گریه های مهیب که از اتاق های شکنجه به گوش میرسد و دود و مه عجیب که در قالب اشباح در حال پرواز کردن در اطراف کنگره های برج هستند.

تئاتر سلطنتی :

تئاتر سلطنتی ((دراری لین )) واقع در قلب محله ((وست اند)) لندن , ظاهرا یکی از جن زده ترین ((تسخیر شده ترین)) مکان ها در جهان به شمار میرود. این تئاتر مهماندار تعدادی از ارواح هنرپیشگان معروف است. مشهورترین روح در تئاتر سلطنتی ((مرد رنگ پریده )) نام دارد که فقط در طی روز آن هم فقط در تالار نمایش ظاهر میشود. این روح لباس های رنگارنگ به تن می کند و چهره ای رنگ پریده دارد. احتمال داده میشود که روح مذکور متعلق به مردی باشد که حدود 200 سال پیش در این تئاتر به قتل رسید . اسکلت این مرد را در یک اتاق قفل شده در حالی یافتند که همچنان دشنه ای در درون سینه اش قرار داشت. بسیاری از بازیگران تئاتر ادعا کرده اند که این روح را در هنگام تمرین برای به روی صحنه بردن نمایش های خود دیده اند. روح مرد رنگ پریده روح مهربان و خوش یمنی است. می گویند آن دسته از نمایش هایی که این روح به هنگام روزهای تمرین بازیگران شان ظاهر شده , به فروش های بالای تجاری دست یافته اسند. یکی دیگر از ارواح تئاتر سلطنتی , روح دن لنو کمدین تئاتر است که در اتاق های رخت کن تئاتر , اتاقی که زمانی وی در آن سکونت داشت , ظاهر می شود.

ارواح

نوشته کارن هارل


 
کلیسا های تسخیر شده از سوی ارواح
ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢۳  

 

صومعه بتل:

صومعه بتل سال 1066 میلادی از سوی ویلیام فاتح بر روی زمینی که محل پیروزی او در نبرد هستینگز بود بنا شد. بنا به گفته افسانه ها , یک چشمه ارواح هر از چندگاه بر محراب این صومعه پدیدار میشود, محرابی که به یاد کشتار خونین دشمنان ویلیام فاتح برپاشده بود/ نورمن ها محل نبرد هستینگز را ((سنلاک)) می نامند که ((دریاچه خون)) معنا میدهد. شاهدانی ادعا کرده اند که به هنگام بارش باران از زمین این ناحیه جوی های خون به بیرون نشت پیدا میکند.

هنری هشتم پادشاه انگلستان در سال 1538 یعنی تقریبا 800 سال پس از بنای صومعه بتل آن را به سر آنتونی براون بخشید و یک راهب در مراسم جشنی که به همین مناسبت برپا شده بود سر آنتونی براون را نفرین کرد چرا که به اعتقاد این راهب تصاحب اموال کلیسا یک عمل کفر آمیز به شمار می رفت. حدود 200 سال بعد از این ماجرا املاک موروثی سر آنتونی براون موسوم به ((ماندری هال)) آتش گرفت و نابود شدو یک قهته پس از آن نیز آخرین وارث این خانواده در دریا غرق شد. یک شبح متداوما در محراب صومعه بتل دیده شده . می گویند این شبح متعلق به همان راهبی است که سرآنتونی براون را نفرین کرد. مالکین فعلی صومعه معتقدند که صومعه بتل همچنین از سوی ((دوشس کلیولند)) که برای مدتی در این صومعه اقامت می کرده نیز تسخیر شده است.

علم یا ماوراء الطبیعه؟

خاک اطراف صومعه بتل دارای مقادیر زیادی آهن است . این امر می تواند دلیل علمی موجهی برای توهم خونریزی از زمین به هنگام بارندگی باشد. در واقع این آب باران است که با آهن قاطی شده و به رنگ قرمز در می آید پدیدار شدن چشمه ها نیز می تواند دلایل علمی داشته باشد . با وصف این بسیاری از شاهدان که با همدیگر نیز ارتباطی نداشته اند ادعا کرده اند که اشباحی را در صومعه بتل دیده اند . برای این موارد هنوز هیچ توجیه علمی ای یافت نشده . کارشناسان بر این باورند که وقوع انبوهی از مرگ های خشن در این صومعه طی قرن های گذشته , میتواند ریشه اصلی پدیده های عجیب در محل این صومعه باشد.

کلیسای جامع کانتربوری:

کلیسای امع کانتربوری در کنت انگلستان , در قرن دوازدهم میلادی از سوی توماس بکت که از 1160 تا 1170 اسقف اعظم کانتربوری بود, بناشد و عاقبت نیز خود او در همین کلیسا به قتل رسید. کلیسای مذکور هم اینک به عنوان یک زیارتگاه مورد توجه مومنان مسیحی است . با وصف این , روحی که این کلیسا را به تسخیر خود در آورده روح توماس بکت نیست بلکه روح یک اسقف دیگر به نام سایمون سادبوری است, روحی که ظاهرا برای قرن های متمادی در این کلیسا مشغول قدم زدن است . سایمون سادبوری سال 1381 از سوی وات تایلر رهبر انقلاب دهقانی کشته شد. سادبوری مرد رنگ پریده ای با یک ریش بلند خاکستری بود/ روح وی بویژه برج اصلی کلیسای جامع را تسخیر کرده است. در طی 100 سال اخیر حداقل صد گزارش از مشاهده روح این اسقف در کلیسای جامع کانتربوری ارائه و ثبت شده است.

نل کوک:

دهلیزی در کلیسای جامع کانتربوری وجود دارد که به آن مدخل تاریکی می گویند. گفته میشود که این دهلیز از سوی روح زنی به نام نل کوک تسخیر شده است. نل کوک خدمتکار یکی از کشیش های کلیسای جاممع بود. او هنگامی که فهمید که جناب کشیش سر و سری با یک زن بدنام دارد به حدی عصبانی شد که کشیش و معشوقه اش را مسموم کرد. نل کوک به جرم این جنایت دوگانه ای که مرتکب شد در زیر زمین کلیسا , در همانجایی که به ((د8لیز تاریکی )9 معروف است زنده به گور شد. گفته میشود که روح نل , دهلیز مذکور را به تسخیر خود درآورده . این روح آنطور که ادعا شده بویژه در عصرهای جمعه زمانی که هوا ابری و تاریک است ظاهر میشود. می گویند هر کسی که بدشانسی بیاورد و روح نل کوک را در کلیسای جامع ببیند پس از مدت کوتاهی میمیرد. ادعا شده روح یک راهب نیز در رواق های کلیسا ظاهر میشود . این روح حالتی اندیشمند دارد.

صومعه وبرن:

صومعه وبرن در ((بدفورد شایر )) انگلستان در میانه قرن هجدهم دوباره سازی شد. این محل تقریبا 200 سال خانه دوک های بدفورد بوده و ادعا شده که از سوی چند روخ مختلف به به تسخیر در آمده است. بنا به گفته کتاب ((خانه های جن زده در جهان)) آخرین تسخیر شدگی که در این صومعه واقع شده مربوط به روح مرد جوانی است که ابتدا خفه و سپس در رودخانه غرق شد. گرچه این روح نمی تواند دیده شود اما درهای صومعه برای او باز و بسته میشود و این در حالی است که وی در داخل اتاق ها شروع به قدم زدن میکند. شاهدان ادعا میکنند که دستگیره درها برای این روح به پایین حرکت می کند و سپس در باز می شود. گویی یک فرد نامرئی وارد اتاق شده است. در طی زمانی که روح طول اتاق را می پیماید در طرف مقابل برایش باز میشود و پس از رفتنش در دوباره بسته می گردد. گفته میشود که روح یک راحب نیز صومعه وبرن را تسخیر کرده است این روح غالبا در سرداب صومعه دیده شده , جایی که راهبان صومعه در آنجا را دفن کرده اند. این روح شاید متعلق به رئیس راهبان صومعه باشد که در پی مخالفتش با ازدواج هنری هشتم و آن بولین به دار آویخته شد. گفته میشود خانه ویلایی جنب صومعه وبرن از سوی روح مادربزرگ دوک فعلی ساکن در این خانه تسخیر شده است. مادربزرگ دوک چندی قبل در یک سانحه هوایی کشته شد. گرچه این روح هرگز دیده نشده است اما برخی از شاهدان ادعا کرده اند که به هنگام حضور در این خانه ویلایی ناگهان احساس غم و اندوه شدیدی می کنند. این ویلا محبوب ترین مکان و خانه دوشس مروم بود.

ارواح

نوشته کارن هارل


 
ساختمان های در تسخیر ارواح
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢۳  

در زبان انگلیسی واژه hount به معنای تسخیر شدن چیزی توسط ارواح و home به معنای خانه هر دو ریشه لغوی مشترکی داردند. یک خانه تسخیر شده توسط ارواح یا به اصطلاح جن زده معمولا خانه سابق یک فرده مرده است و یا مخانه ای است که این فرد در آنجا جان سپرده است. با وصف این , این امکان وجود دارد که مکان های محبوب فرد مرده یا خانه کسی که باعث مرگ نابهنگام او شده نیز به تسخیر روح فرد متوفی نیز در بیاید.

ساختمان ها چگونه به تسخیر ارواح در می آیند؟

ساختمانی را تسخیر شده (یا جن زده ) می پندارند که در یک سیکل (چرخه) مداوم و تکراری , صداهای عجیب و قطع ناشدنی , انواع بوها و رایحه ها , حس ها و تصویر ها(اشباح) توسط یک روح با هماهنگی و همراهی ساختمان بوجود بیاید. تسخیر یک ساختمان توسط یک روح , گاه می تواند برای قرن ها یا روزها و یا شاید به صورت دوره ای در یک زمان خاص در طول روز , ماه , سال یا تعدادی از سال ها به وقوع بپیوندد. تسخیر شدگی ها , ضرورتا حضور و ظاهر شدن ارواح را در برندارد. در برخی موارد نیز نشانه هایی از خضور و مداخله یک روح شرور و ناآرام دیده شده است. از جمله موارد معمول در تسخیر شدن ساختمان ها توسط ارواح می توان به این نشانه ها اشاره کرد: ضربه زدن های متمادی بر در و دیوار , صدای گریه و ناله , بوهای گوناگون (از بوی گل و عطر گرفته تا بوی گوشت گندیده) نسیم مواوم , جریان هوای سرد , احساس لمس شدگی آدم های داخل خانه توسط چیزی نامرئی و حرکت ها و ضربه های خشن بر روی بدن ساکنان خانه.

چه عواملی باعث تسخیر خانه ها می شود؟

اغلب موارد مظنون به تسخیر شدگی منشاء و توجیه طبیعی دارند, اما برخی از آنها غیر قابل توجیه اند. به اعتقاد فردریک میرز از spr در اغلب تسخیر شدگی های واقعی , مقدار زیادی انرژی از آدم ها در پی مرگشان در خانه باقی می ماند و بر حسب حساسیت افراد نسبت به پدیده های ماوراء الطبیعه ای , این انرژی ها می تواند به شیوه های گوناگون آشکار شود. یکی دیگر از محققان spr معتقد بود که خانه ها و اشیاء امواج ساطع شده از مالکان خویش را در خود جذب و مستحیل می کنند و سپس این تاثیرات فراطبیعی می تواند اعمال , احساسات و اندیشه های ساکن و مالک قبلی خانه را در برداشته باشد. تسخیر شدگی خانه ها ممکن است با استفاده از روش های بسیاری متفاوتی متوقف شود. یکی از این روش ها جن گیری است . روش دیگر دفن دوباره جنازه متعلق به روح به شکلی درست و مناسب است تا روح وی آرام بگیرد اما در برخی موارد تسخیر شدگی ها غیر قابل توقف اند.

خانه ماریا گوز پریرا:

در شهر (( بلمزدولا مورالدا )) در اسپانیا خانه ای وجود دارد که مالک آن زنی به نام ماریا گومز پریرا بود . این خانه که به خانه چهره ها معروف شده آشپزخانه ای دارد که بر روی کف سیمانی آن چهره های راز آمیزی نقش می بندد. اولین چهره در سال 1971 ظاهر شد و سپس چهره های دیگری بر کف آشپزخانه نقش بستند. این خانه بر روی یک گورستان بنا شده است و به همین سبب کارشناسان ارواح معتقدند که این چهره ها از سوی ارواح شریر ایجاد میشود. با وصف این , در دوران اخیر خانه مذکور به زیرتگاهی برای مومنان مسیحی تبدیل شده است چرا که زائران مسیحی معتقدند که این چهره ها متعلق به مقدسین مسیحی هستند.

خانه آمی تی ویل:

در اواسط دهه هفتاد میلادی خانه ای در ((آمی تی ویل )) در لانگ آیلند آمریکا تبدیل شد به مشهورترین خانه تسخیر شده از سوی ارواح در این کشور شد. رولاند دی فو در سال 1974 شش عضو خانواده اش را در این خانه به قتل رساند. خانواده لوتز یک سال بعد از این اتفاق وحشتناک به این خانه نقل مکان کردند اما یک ماه بعد مجبور به ترک آن شدند. اعضای خانواده لوتز مدعی شدند که در این خانه پدیده های ترسناک و عمجیبی را شاهد بودند و به همین خاطر خانه را ترک کردند. از جمله پدیده هایی که آنها شاهدش بودند می توان به این موارد اشاره کرد : جای پای اشباح , بوهای عجیب , ابرهای از توده حشرات در داخل اتاق ها شکستن هماهنگ و ناگهانی شیشه ها , جریان های هوای فوق العاده گرم یا سرد , ایجاد تغییر در شخصیت ساکنان خانه , معلق شدن اشیا درهوا و بروز زخم های عجیب بر روی بدن ساکنان خانه.

وحشت آمی تی ویل

جرج لوتز پدر سه فرزند , پس از مدتی اقامت در خانه آمی تی ویل ریش های را باند کرد تا آنجا که بسیار شبیه به رونالد دی فو ی قاتل شده بود. همزمان زخم های عمجیبی بر روی بدن همسرش کتی لوتز پدیدار شد. برادر کتی و زن برادر کتی نیز از گم شدن پول های نقد در خانه گزارش دادند . کشیش محله پس از تطهیر خانه مبتلا به یک بیماری شدید و حاد شد بطوری که اجبارا حوزه کاری خود را عوض کرد و به شهر دیگری رفت , او ادعا کرد که زمانی که مشغول تطهیر خانه با آب مقدس بوده صداهای مرموزی را شنید که به وی دستور می داد هرچه زودتر خانه را ترک کند .

ارواح ساستون هال:

گفته می شود که ارواح ملکه انگلستان مری اول و لیدی جین گری معروف به بانوی رنگ پریده خانه ساستون هال را که یک خانه قرن شانزدهمی در کمبریج شایر انگلستان است, به تسخیر خود درآورده اند. مری دختر هنری هشتم و کاترین آراگون سال 1553 درگیر یک نبرد برای تصاحب تخت پادشاهی انگلستان شد. ادوارد ششم که در حال مرگ از بیماری سل بود , به ترغیب و تحریک دوک نورت امبرلند تصمیم گرفت که تاج و تخت پادشاهی اش را به عروس خود لیدی جین گری که نوه دختری هنری هشتم نیز بود , بدهد . دوک تلاش کرد که مری را دستگیر و به زندان بیندازد , اما مری شبانه گریخت و به خانه ساستون هال که متعلق به خانواده مردی به نام هادلستون بود پناه آورد. مری صبح روز بعد در قالب بدلی یک زن شیرفروش گریخت . کمی بعد ماموران دوک از راه رسیدند و این خانه را آتش زده و نابود کردند . مری بعدا آنچنانکه حقش نیز بود به عنوان ملکه انگلستان تاجگذاری کرد. به این ترتین خکومت لیدی جین گری فقط نه روز به درازا انجامید و سپس جلاد سر وی را از بدنش جدا کرد. ملکه مری بعدها به قصد تشکر از خانواده هادلستون , خانه ساستون هال را بازسازی کرد. گفته میشود روح مری در داخل این خانه و باغچه هایش به نرمی در خال پرواز است. همچنین ادعا شده که روح لیدی جین گری ,( ملقب به بانوی رنگ پریده) نیز هر از چندگاه در اتاق گوبلن همین خانه ظاهر می شود , جمایی که او سه تقه بر در می زند و سپس در طول اتاق به پرواز در می آید. این اتاق به اتاق مری هم معروف شده چرا که می گویند مری یک شب در اینجا خوابید . کسانی که شبی را در این خانه گذرانده اند از صداهای مرموز و آزاردهنده , ظهور اشباح و صدای موجودی نامرئی که دارد با قفل و کلون خانه ور می رود , گزارش داده اند.

ارواح

نوشته کارن هارل


 
روش ها و جلسات ارتباط با ارواح
ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢۳  

نوشتن غیر ارادی (دست نویسی اتوماتیک , کتابت):

نوشتن غیر ارادی نوعی از نوشتن است که فرد در حالتی ناهشیارانه یا نیمه هشیارانه اقدارم به آن میکند. این پدیده خارق العاده که در قرن نوزدهم از سوی برگزار کنندگان حلسات ارتباط با ارواح (احضار ارواح) مورد استفاده قرار می گرفت , بعدها مورد توجه و استفاده محققان فراروانشناسی واقع شد. در این فرایند , یک مدیوم بعد از ورود به یک وضعیت شبه خلسه , قلمی را در دست میگیرد و سپس به آرامی و به صورت غیر ارادی , عمل نوشتن بر روی کاغذ آغاز میشود. پیام های نوشته شده به سیک بیانی فرد انتقال دهنده پیام , آشکار می گردد. متیو مانینگ پیام هایی را به زبان های گوناگون از جمله فرانسوی , آلمانی , ایتالیایی , یونانی , لاتینی , روسی , عربی و بعضا قرون وسطایی از طریق نوشتن غیر ارادی , دریافت می کرد و انتقال میداد. بسیاری از این پیام ها فاقد انسجام و معنا بودند اما بعضی از آنها معانی خاصی را در بر داشتند. مانینگ بعدها به سوی نقاشی غیرارادی تمایل یافت. او در این فرایند تصاویری به سبک کاری نقاشان مشهور همچون پیکاسو داوینچی و ماتیس بر روی کاغذ و به صورت غیر ارادی , رسم می کرد.

تغییر چهره ای (حلولی , خلسه ای):

مدیوم تغیر چهره ای یا حلولی , هوشیاری و خودآگاهی اش را کامل یا نیمه کامل در حین ارتباط با ارواح از دست میدهد و از آنچه که در اطراف او در حال وقوع است , عملا نا آگاه باقی می ماند. غالبا در هنگام وقوع چنین حالتی بدن واسطه از سوی یک روح اشغال و کنترل میشود تا روح از این طریق بتواند حرف یا پیام خود را به زندگان منتقل کند. با این وجود ((خلسه )) قلمروی انحصاری واسطه ها نیست. کلمه خلسه اشاره به وضعیتی از درون متمرکز دارد که طی آن فرد گرچه خواب نیست اما اگاهی اندکی نسبت به وقایع اطراف خود ویک واکنش حداقلی را به محرک های بیرونی از خود نشان میدهد . گفته میشود بدن فردی که روح بیرونی در آن حلول کرده , معلق میان مرگ و زندگی است. در چنین وضعیتی ذهن فرد قادر است محدوده ها و حیطه های بالاتری را کشف کند.

تخته های حروف ارتباط با ارواح:

تخته حروف احضار ارواح از قدیم الایام تا کنون توسط هزاران هزار نفر از مشتاقان برقراری ارتباط با ارواح مورد استفاده قرار گرفته . کارکرد این وسیله شباهت بسیاری به شیوه نوشتن غیر ارادی دارد. کارشناسان هشدار داده اند که از این تخته نباید به عنوان یک وسیله بازی و تفنن استفاده کرد زیرا این شکل از برقراری ارتباط با دنیای ارواح می تواند فوق العاده خطرناک باشد.

تخته حروف احضار ارواح چیست؟

تخته حروف احضار ارواح یا quija به سادگی از یک تخته چوب فشرده که برای عموم افراد قابل دسترسی است., ساخته شده است. کلمه quija از دو واژه qui و ja ترکیب یافته که به ترتیب در زبان های فرانسوی و آلمانی معنای ((بله )) را میدهند.باید توجه داشت که خود تخته به تنهایی خطرناک نیست بلکه عمل برقراری ارتباط با ارواح از طریق این وسیله خطرناک است. شماره ها , حروف الفبا و کلمات ((بله )) و ((خیر )) در یک نظم دایره ای بر روی این تخته قرار داده شده اند. در مرکز تخته یک وسیله مخصوص به نام پلانشت که معمولا به جای آن یک استکان یا لیوان شیشه ای به صورت وارونه استفاده میشود وجود دارد. هرکدام از شرکت کنندگان در جسله ارتباط با ارواح که دور میز جای گرفته اند , یک انگشت خود را بر روی ظرف شیشه ای می گذارند و سپس شروع به طرح پرسش هایی از روح مورد نظر میکنند. سپس با به حرکت افتادن ظرف شیشه ای و قرار گرفتن آن در برابر هر حرف یا عدد , روح به پرسش پاسخ میدهد و البته همینجا باید گفت که افراد دور میز به سبب نزدیکی شان با ظرف شیشه ای خیلی راحت میتوانند سبب حرکت آن بشوند. دیل کاژمارک می گوید اغلب ارواحی که از طریق تخته مذکور با زندگان ارتباط برقرار می کنند , که ارواحی هستند که در یک سطح پایین تر قرار دارند و معمولا بسیار سرگردان و پریشان هستند و به احتمال زیاد بر اثر یک حادثه یا قتل خشن کشته شده اند و دقیقا به همین سبب ارتباط برقرار ساختن با این ارواح از طریقه تخته حروف احضار ارواح می تواند بسیار خطرناک باشد.

یک بازی خطرناک!!

گزارشی وجود دارد درباره دو زوج آمریکایی که در پی بازی با تخته احضار روح مسایل عجیب و ترسناکی برای آنها به وقوع پیوست . مالکان قبلی تخته , آن را پشت سرخود به جای گذاشته بودند. اتفاقات ناخوشآیند بسیاری در آن خانه بوقوع پیوسته بود اما این اتفاقات زمانی شدت گرفت که این دو زوج شروع به بازی با تخته احضار روح کردند. نهایتا اتفاقات ترسناک در خانه به حدی شدید شد که این 4 نفر خانه را ترک کردنه و به منزل یکی از اقوام خود پناه بردند. این ماجرا بعدا توسط یک موسسه تحقیقاتی معتبر مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد که این خانه توسط ارواح خبیث تسخیر شده بود.

جلسات ارتباط با ارواح:

جلسه ارتباط با ارواح نشستی است که با هدف دریافت پیام هایی از دنیای ارواح و یا احضار ارواح برگزار می شود. معمولا در یک جلسه ارتباط با ارواح , یک واسطه (مدیوم) حضور دارد, هرچند که در بسیاری از موارد جلسات مذکور از سور افراد بیکار و شیاد با هدف خالی کردن جیب مردم نیز برگزار شده است.

نخستین جلسه ارتباط با ارواح:

نخستین مورد ثبت شده از برپایی یک جلسه احضار روح , به سال 1659 میلادی تعلق دارد . برگزاری این نوع جلسات طی قرن های 17 و 18 میلادی رونق چندانی نداشت و یا حد اقل مدارک موثقی در این خصوص وجود ندارد . اما این پدیده در دهه 1880 به لطف شهرت جهان گیر خواهران فوکس رونق بسیاری پیدا کرد. از این تاریخ به بعد جلسات تماس با ارواح در گوشه و کنار جهان منظما برگزار شده و از محبوبیت بسیاری برخوردار شده است. در یک جلسه ارتباط با ارواح قواعد و مقرراتی وجود دارد که می بایست حتما رعایت شود. این مقررات عبارت است از : پذیرفتن و اجازه دادن به چند آدم غریبه به داخل جلسه و اطمینان یافتن از اینکه افراد مذکور بیش از دو ساعت در جلسه باقی نمی مانند , مرتب ساختن صندلی های دور میز با توجه به اینکه تعداد صندلی ها از 8 عدد تجاوز نکند , اجتناب از لمس کردن فرد واسطه , و شروع با دعای پروردگار با هدف جلوگیری از وقوع فعالیت های ارواحی ناخواسته و خشن.

چه اتفاقی می افتد؟

نخستین نشانه از فعالیت های منتسب به ارواح می تواند در شکل هجوم ناگهانی هوای سرد تجربه شدو. اگر مدیوم از نوی خلسه ای یا حلولی باشد احتمالا از شیوه نوشتن غیر ارادی برای برقراری ارتباط با ارواح استفاده می کند. کارشناسان توصیه می کنند که این نوع جلسات بدون وجود فرد واسطه تشکیل نشود زیرا مدیوم قادر به تشخیص خطر و تهدید از جانب ارواح هست و می تواند بلافاصله رابطه را قطع کند. جلسات احضار روح اشکال غیر کنترل شده ارتباط با ارواح به شمار میرود و به همین سبب بالقوه خطرناک است.

ارواح

نوشته کارن هارل


 
واسطه ها (مدیوم ها) و غیبگوهای
ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢۳  

انواع متعددی از واسطه ها ( مدیوم ها ) با توانایی ها و استعدادهای ویژه برای برقرار ساختن ارتباط با ارواح وجود دارد. که در اینجا سه مورد از آنها بیان شده است:

مدیوم های فیزیکی (جسمانی یا مادی) :

این واسطه ها از این قدرت برخوردارند که ارواح را در قالب یک شکل جامد و به هم فشرده , به نمایش بگذارند. واسطه های مذکور قادرند که یک ماده دود مانند را موسوم به اکتوپلاسم , از بدن خود خارج سازند. اکتوپلاسم شکل روحی را که واسطه در تلاس برقراری ارتباط با اوست به خود می گیرد.

مدیوم های غیبگو :

این واسطه ها قادر به شنیدن پیام هایی از دنیای ارواح هستند. برخی از واسطه های غیبگو صداهایی را در درون سرخود می شنوند . نوع دیگری از این واسطه ها صداهای خاصی را از بیرون می شنوند , صداهایی که گهگاه دیگران نیز قادر به شنیدن آنها هستند.

مدیوم های تغییر چهره (حلولی) :

این واسطه ها اجازه می دهند تا روح مورد نظر وارد بدنشان بشود و از طریق جسم , چهره و صدای آنها حرف بزند و پیامشان را برساند. این ارواح نوع رفتار , فیزیک و نوع کلام آنها را به خود می گیرد.

الین گارت:

الین گارت , یک واسطه ایرلندی و بنیانگذار اصلی (( موسسه فراروان شناسی نیویورک )9 بود . واسطه گری الین گارت از بعد از پایان جنگ جهانی اول آغاز شد . او در این هنگام به گروهی از زنانی پیوست که می خواستند از طریق برپایی جلسات احضار ارواح , با دنیای مردگان و ارواح ارتباط برقرار کنند. الین در یکی از این جلسات به خلسه فرو رفت و ناگهان شروع به بیان اطلاعاتی درباره ارواحی کرد که او در اطراف میز می دید . یکی از این ارواح موسوم به ((یووانی ) راهنمایی و هدایت الین را بر عهده گرفت . الین معتقد بود که این روح در تلاش بود تا وی را متقاعد سازد که زندگی بعد از مرگ وجود دارد و به گفته الین روح مذکور از آن پس راهنما و ناظر بر کارهای وی بود. الین تحت هدایت این روح به یکی از موفق ترین و محترم ترین مدیوم های زمان خویش تبدیل شد. الین گارت در (( موسسه فراروانشناسی نیویورک )) بورس های تحقیقاتی بسیاری را در اختیار محققان و پژوهشگران ارواح و پدیده های ماوراء الطبیعه ای قرار داد و نام نیکی در این عرصه از خود به جای گذاشت.

متیو مانینگ:

متیو مانینگ غیبگوی بریتانیایی , شهرت گسترده ای به خاطر توانایی های ماوراء الطبیعه ای خود به دست آورد. توانایی های خارق العاده مانینگ طیف وسیعی را در بر می گرفت که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد : نوشتن و نقاشی کردن به صورت غیر ارادی و خودبخودی , برقراری ارتباط با ارواح , خم کردن فلزات از طریق فرستادن امواج مغزی , روشن و خاموش کردن وسایل مکانیکی بدون برقراری تماس فیزیکی با آنها , خلق اشاء شفا دادن بیماران و برقرار ساختن ارتباط با افراد از طریق تله پاتی . مانینگ سال 1974 از سوی پزشکان متخصصان در شهر تورنتوی کانادا تخت آزمایش های گسترده ای قرار گرفت . پزشکان با استفاده از وسیله EEG منبع امواج مغزی مانینگ را ردیابی کردند . آن ها به این نتیجه رسیدند که بخشی از مغز این مرد جوان , که در تمامی انسان ها غیر فعال است , فعال شده و در آن پدیده های غیر عادی به چشم می خورد. برخی از پزشکان بر این باورند که این بخش از مغز انسان را می توان با ایجاد شوک های الکتریکی فعال کرد. با این وصف , نتایج آزمایشات علمی بر روی مغز مانینگ نهایتا نتوانست به هیچ توجیه علمی قانع کننده ای منجر شود.

لئونارا , واسطه راستگو :

لئونارا پیپر یکی از واسطه های معروف بود که از سوی متخصصان آمریکایی و انگلیسی مورد بررسی دقیق قرار گرفت . همه اعتقاد داشتند لئونارا آدم صادق و راستگویی است . او از 8 سالگی توانایی های خارق العاده خود را که از جمله آنها برقراری ارتباط با ارواح بود , ظاهر ساخت لئونارا در فاصله نوامبر 1889 تا فوریه 1890 در 83 جلسه پیاپی تحت نظارت دقیق بازرسان و پژوهشگران ((انجمن تحقیقات فراروان شناسی )) قرار گرفت. یکی از این محققان فردریک میرز بود . لئونارا به نحو عالی و کاملی محققان را قانع کرد که از یک قدرت بزرگ ماوراء الطبیعه ای برخوردار است. لئونارا معتقد بود که او اطلاعات خود را از مشاهدات و برداشت های فراحسی اش دریافت می کند . لئونارا سال 1909 بعد از اینکه به صورت ویژه ای و با خشونت تحت آزمایش بازرسان و پژوهشگران قرار گرفت موقتا قدرت های خود را از دست داد . بعدها قدرت لئونارا باز گشت , او می توانست با نوشتن غیر ارادی پیام های ارواح را به جهان زندگان منتقل کند . لئونارا در سال 1980 درگذشت و این در حالی بود که وی اولین مدارک قطعی از وجود زندگی پس از مرگ را در اختیار محققان گذاشته بود.

خواهران فوکس :

خواهران فوکس اولین بار در سال 1848 در خانه والدین خود در مزرعه ای نزدیک نیویورک توانستند ضرباتی را که ارواح در پاسخ به پرسش های آنها تولید می کردند , بشنوند . این دو خواهر ادعا کردند که خانه آنها توسط روح شریر یک دستفروش تسخیر شده است . چنین به نظر می رسید که خواهران فوکس قادر به کنترل فعالیت های این پولترگایست هستند. خواهران فوکس بعدا به راچستر نقل مکان کردند و شهرتشان تا اواسط دهه 1850 الهام بخش تعداد زیادی از مقلدان بود. موقعی که خانه آنها برای باز سازی ویران شد جنازه یک مرد دستفروش را که بین دو دیوار خانه بود یافتند و تا ثابت شود همه ادعاهای آنها درست بوده است.

لینک مطلب در انجمن

نوشته کارن هارل


 
تجسد ارواح در جاده ها
ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢۳  

برخی از تسخیر شدگی ها توسط ارواح را می توان به سادگی برحسب اصطلاحات و واژه های مرتبط با علم برسی ارواح و پدیده های ماوراء الطبیعه ای توضیح داد . برای مثال عامل وجودی ((ارواح زمان حادثه)) بواسطه وجود انرژی نافذی است که در محل وقوع یک حادثه تراژیک به جا مانده است. اما برخی رویدادها به این سادگی توضیح پذیر نیستند.

ارواح مسافران عبوری :

ارواح مسافران عبوری یکی از معمول ترین مشاهدات ارواح در سراسر جهان بشمار می رود. این ارواح در هیبت مسافران عبوری در حاشیه جاده ها پدیدار میشوند . بدون اینکه هرگز سوار اتومبیل های عبوری بشوند. گفته میشود دلیل وجودی این ارواح , حوادث هولناکی است که در بخش های خاصی از جاده در زمان های گذشته روی داده . با وصف این , برخی روابط عاطفی به وقوع پیوسته در طول سفرهای قبلی و احساسات مشابه دیگر نیز می تواند سبب حضور این و ظهور ارواح در جاده ها باشد. یک نمونه رایج مشاهده ارواح مسافران عبوری مربوط به زن جوان پریشانی است که ناگهان بر سر راه رانندگان سیز می شود , و هنگامی که رانندگان توقف می کنند تا به این زن کمک کنند ناگهان در می یابند که او ناپدید شده است. در بعضی موارد این شبح چیزی را پشت سر خود جا می گذارد. در برخی از موارد نیز رانندگان به آدرسی هدایت می شوند که این زن مسافر به آنها ارایه کرده است . این رانندگان نهایتا با رسیدن به آدرس مذکور در می یابند که قبلا حادثه مهیبی در آن محل روی داده و آن زن سال ها قبل در این مکان به قتل رسیده است.

در سال 1978 یک موتور سوار در آفریقای جنوبی دختری را سوار بر ترک خود کرد اما ناگهان دریافت که دختر از روی ترک موتور ناپدید شده است. گفته می شود که این موتور سوار در واقع روح ماریا روکس را که ده سال قبل در همین جاده مرده بود , سوار کرده بود.

بلوبل هیل:

منطقه اطراف بلوبل هیل در ایالت کنت انگلستان شاهد رویدادهای مکرری در خصوص ارواح مسافران عبوری بوده است. در سال 1992 مردی به اسم شارپ گزارشی در مورد ظاهر شدن ناگهانی یک دختر در جلوی اتومبیلش ارایه کرد. اتومبیل شارپ با این دختر برخورد کرد و دختر درست در لحظه حادثه مستقیم به چشمان شارپ نگاه می کرد. شارپ اتومبیل خود را متوقف ساخت تا جسد دختر را بیابد اما چیزی نیافت , او سپس پلیس را خبر کرد اما پلیس هیچ نشانه ای پیدا نکرد . چند سال بعد راننده دیگری تجربه مشابهی را از سرگذراند , با این تفاوت که او جنازه را یافت و یک پتو بر روی آن انداخت و سپس صحنه تصادف را ترک کرد تا کمک بیاورد . هنگامی که راننده به همراه پلیس به صحنه تصادف بازگشتند , از جنازه خبری نبود اما پتو در محل باقی مانده بود بدون اینکه هیچ لکه خونی بر روی آن دیده شود.

روح آنزورث:

در سال 1958 یک راننده کامیون به نام ((آنژورث )) در جاده آ 38 سامرست در انگلستان مردی را سوار کرد که بارانی خاکستری و مرطوب ار قطرات برتن داشت. این مسافر عبوری حوادث متعددی را که در این جاده روی داده بود برای آنزورث شرح داد. آنزورث هفته های بعد بارها این مرد را سوار بر کامیون خود کرد . آنزورث هیچ فکر خاصی درباره این مسافر عبوری نداشت تا اینکه در یک روز خاص دوباره این مرد را در دو نقطه مختلف جاده مشاهده کرد و این در حالی بود که فاصله این دو نقطه به حدی از یکدیگر زیاد بود که آن مرد نمی توانست در آن واحد در هر دوی این مکان ها باشد. آن مسافر عبوری یک روح بود.

ارواح پیام رسان :

ارواح حاشیه جاده ها بسیار رایج و معمول هستند. مایک بارنز , یک پزشک آمریکایی در طول جاده ای واقع در صحرای آریزونا مشغول رانندگی بود که ناگهان در حاشیه جاده پسر جوان و نگرانی را در لباس پیشاهنگی مشاهده کرد که با حرکات دست و سر از وی تقاضای کمک دارد. دکتر بارنز پسر جوان را سوار کرد و او دکتر را به سوی یک جاده خاکی که به کوهی بلند ختم میشد, راهنمایی کرد. وقتی به بالای کوه رسیدند , پسر با دست به دره زیر پا اشاره کرد , جایی که یک اتوبوس مدرسه درست چند ثانیه قبل تصادف کرده بود. تنها قربانی این حادثه مرگبار پسر نوجونی بود که لباس پیشاهنگی بر تن داشت. دکتر بارنز کمی بعد متوجه شد که مسافر ناشناس ناگهان غیبش زده است.

مسافران ارواح:

در برخی از مکان ها تردد مسافران ارواح بسیار زیاد است . یکی از این مکانها ایستگاه (آلد گیت ) در متروی لندن است که هر هفته گزارش هایی در خصوص مشاهده ارواح در این مکان ارایه می شود. فرودگاه ((هیث رو )) لندن نیز خانه تعدادی از مسافران ارواح است. یکی از این ارواح که لباس سیاه بر تن و کلاه لگنی بر سر دارد , از سال 1948 به بعد بر روی یکی از باندهای فرودگاه دیده می شود . گفته میشود که در سال 1948 یک هواپیما به سبب مه غلیظ در فرودگاه , سقوط کرد و همه 22 مسافر آن کشته شدند. هنگامی که ماموران کمک رسانی و امداد مشغول زیر و زو کردن بقایای هواپیما بودند , ناگهان این مرد پدیدار شد و مودبانه از آنها پرسید : ((آیا چمدان مرا پیدا کرده اید ؟)) گفته میشود که از آن سال به بعد هر از چندگاه روح مذکور بر روی همان باند فرودگاه ظاهر می شود.

تماس های تلفنی ارواح :

بسیاری از افراد مدعی شده اند که تماس های تلفنی با عزیزان مرده خویش داشته اند. اغلب این تماس های تلفنی در طی 24 ساعت پس از مرگ فرد روی می دهد و اکثریت کسانی که به آنها تلفن شده کسانی بوده اند که گره های عاطفی و حسی بسیار عمیقی با فرد متوفی داشته اند. کارشناسان بر این باورند که این نوع ارتباط با هدف رساندن یک پیام , توصه یا هشدار از سوی ارواح به عزیزان آنها برقرار می شود. مواردی هم دیده شده که این تماس های تلفنی در بردارنده پیام های سالگرد تولد , ازدواج و غیره از سوی ارواح به عزیزان آنهاست. آیدا لوپینو ستاره سینما می گوید که پدر وی بعد از شش ماه که از مرگش گذشته بود به وی تلفن کرد تا محل نگهداری اسناد مالکیت خانه را که از چندی پیش گم شده بود , به اطلاع وی برساند.

هیپنوتیزم

نوشته کارن هارل


 
تکنیک های اساسی خلسه هیپنوتیزمی
ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢۳  

روش های مسمری:

این اصطلاح را برای تمام روش هایی به کار می رود که در آنها از انواع پاس ها ((به حرکت آرام دست ها بر روی بدن سوژه که با تشریفات . ظارفت خاصی صورت می گیرد پاس دادن می گویند. این عمل در گذشته نوعی انتقال انرژی مغناطی حیوانی تلقی می گردید ,)) با یا بدون تماس استفاده می شود. این حرکات برای اولین بار توسط دکتر فرانتس آنتوان مسمر مورد استفاده قرار گرفت و این پزشک کاشف مضمون مغناطیس خیوانی یا مسمریسم به حساب می آید .

برای استفاده از پایهای غیر تماسی , با کمی فاصله دستها بر روی سر سوژه قرار گرفته و در حالی که کف دستها و انگشتان باز شده و صحفاتی را تشکیل داده اند , به طرف پایین آمده و پس از گذر بر روی صورت و بدن سوژه , بدون تماس با این قسمت ها , به سمت پایین می آیند. این پاسها بایستی خیلی آهسته صورت بگیرند و همیشه از بالا به پایین از روی صورت و سینه سوژه عبور کنند و بندرت تا ناحیه لگن و یا حتی ساق پا {در بیمارانی که به پشت دراز کشیده اند} می رسند . این حرکات موزون و متین بارها تکرار می شوند و همراه با آنها در مورد خوابیدن تلقینات لازم به سوژه داده می شود. در بسیاری از موارد این پاسها زمانی به کار می روند که چشمان سوژه بسته شده باشند.

پاس های تماسی معمولا فقط بر روی صورت انجام می گیرند. در این شرایط سر انگشتان هیپنوتیزور پس از حرکت از رستنگاه موهای سوژه به طرف پایین و تا ریشه بینی او حرکت می کنند. گاهی این حرکتها از سر شروع شده و از طریق استخوان های شقیقه به طرفین و پایین سر ادامه پیدا می کنند. استفاده از پاسهای تماسی مشکل تر بوده و نیاز به کسب تجربه دارند. کسانی که به تازگی با هیپنوتیزم آشنا شده اند , بهتر است از تلقینات لفظی و پاس های غیر تماسی استفاده کنند.

متد دکتر لیبو:

در این روش نوک انگشتان اشاره و میانی دست راست تقریبا در فاصله شصت سانتیمتری در مقابل چهره سوژه قرار می گیرند و همگام با ارائه تلقینات لفظی , بتدریج به چشمان سوژه نزدیک می شوند . زمانی که این انگشتان به چشمان سوژه برخورد پیدا کنند پلک های او به هم نزدیک شده و چشمان او بسته میشوند. معمولا چند فرمان (( بخواب )) کافی است تا او را تحت کنترل در آوریم.

متد دکتر برنهایم :

پروفسور برنهایم استاد دانشکده پزشکی نانسی و از لحاظ هیپنوتیزم شاگرد دکتر لیبو بود . هرچند برنهایم هم از دو انگشت نشانه و میانی دست راست خود برای هیپنوتیزم کردن سوژه ها استفاده می کرد , ولی این کار فقط به خاطر جلب توجه یا تمرکز بود . روش او عمدتا بر ارائه تلقینات لفظی تکیه داشت.

متد دکتر برید :

دکتر جیمز برید جراح بیماریهای جشم که واژه (( هیپنوتیزم )) را اختراع کرد , برای ثابت کردن نگاه سوژه , نور یک منبع نورانی قوی را از طیقه تیغه چاقوی جراحی یا اسکالپل بر روی چشمان سوژه منعکس می کرد. به نظر او ثابت شدن نگاه از اهمیت خارق العاده ای برخوردار بود , ولی با این وجود وی از تلقینات لفظی هم استفاده می کرد.

متد شمع :

در این روش از سوژه درخواست می شود که به شعله های لرزان یاز قصان شمع جشم بدوزد و در همین حال هیپنوتیزور به بیان تلقینات لفظی می پردازد . هرچند این تکنیک موثر است , ولی کاربرد آن مناسب و دلخواه نیست , زیرا پس از استفاده از این روش , سوژه در زمان بیدار شدن از خواب ممکن است احساس سردرد داشته باشد.

متد پروفسور کوک:

این روش که توسط پروفسور ویلیام کوک طراحی شده , یک تفاوت اساسی با متدهای قبلی دارد , زیرا در آن از سوژه در خواست می شود که خودش یک صفحه به نام هیپنودیسک را در مقابل چشمان خود نگه دارد. برای این منظور در پشت این صفحه دستگیره ای تعبیه شده که سوژه آن را در دست میگیرد. پس از گذشت چند دقیقه که در طی آنها چشمان سوژه بشدت خسته می شود , هیپنوتیزور مطابق آنچه که با آن آشنا شده اید , به بیان تلقینات لفظی می پردازد .

متد دکتر لویی :

دکتر لویی به طراحی و ارائه روشی برای هیپنوتیزم کردن پرداخته که به آن آیینه چرخان اطلاق می گردد و از آن به عنوان نقطه ای برای تمرکز استفاده میشود . برای ساختن این وسیله دو آیینه کوچک بر روی دو انتهای میله کوچک نصب شده و وسط این میله به انتهای یک میله دیگر متصل می گردد تا در مجموع شکلی شبیه به T را به وجود بیاورند . انتهای آزاد این وسیله به یک موتور کوچک وصل میشود و در جهت عقربه های ساعت , این دستگاه به حرکت در می آید. این عقیده در ساخت وسائل متعددی مورد استفاده قرار گرفته که با عنوان وسایل کمکی هیپنوتیزم به فروش می رسند. برخی از هیپنوتیزور ها این آیینه های کوچک را به روی لبه های مترونوم نصب کرده و همراه به نوسان یکنواخت نور , به صدای یکنواخت و دلنواز مترونوم هم دسترسی پیدا می کنند. در برخی از این وسایل در کنار مترونوم نورافشان یا آیینه چرخان یک دستگاه ضبت صوت هم تعبیه شده که متن کامل تلقینات لفظی در آن ضبط شده است . به این ترتیب برای مطب پزشکان , دندان پزشکان و ماماها وسیله ای به وجود آمده که ختی بدون حضور دائمی آنان بر بالین سوژه یا بیمار , می توانند بخوبی در مطب های شلوغ برای صرفه جویی در وقت از آنها استفاده کنند. ضریب موفقیت در زمان استفاده از نوار صوتی خیلی زیاد نیست , زیرا همان طور که می دانید , در پیدایش خلسه هیپنوتیزمی پرستیز و اعتبار هیپنوتیزود ارزش و لزوم فوق العاده ای دارد.

متد دکتر ویلک :

هر چند این روش به صورت های مختلف در نقاط مختلف جهان مورد استفاده قرار می گرفته و می گیرد , ولی این تکنیک به نام دکتر ادوارد ویلک نامیده شده است و می توان آن را ((متد مذهبی )) هم نامید . این روش بر روی افراد با ایمان با نتایج بسیار زیادی همراه است . برای استفاده از آن هم به یک نقطه تمرکز مانند شمع نیاز هست و هم به تلقینات لفظی هیپنوتیزور . تنها تفاوتی که در اینجا وجود دارد , آن است که هیپنوتیزور یک سیمای روحانی و پرهیزکارانه ای داشته باشد و در بیانات خود از جملاتی استفاده می کند که شباهت زیادی به عباراتی دارد که معمولا در ادعیه و اذکار مذهبی مورد استفاده قرار می گیردند.

هیپنوتیزم

نوشته هاری آرونز


 
انواع تظاهرات ارواح
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢۳  

انواع تظاهرات ارواح

تصویرها , صداها و بوها:

افراد معملا چنین می پندارند که ارواح موجوداتی اثیری (رقیق ) هستند که بدون ایجاد سر و صدا از این سوی اتاق به آن سوی اتاق پرواز می کنند. اما واقعیت آن است که بسیاری از ارواح هرگز دیده نمی شوند اما در عوض قابل شنید , لمس کردن , حس شدن و دارای بو هستند.

ارواح شنیداری :

ارواح شنیداری آن دسته از ارواح هستند که صدای آنها به گوش می رسد اما هرگز دیده نمیشوند . بهترین نمونه از این نوع ارواح ((بانشی )) نام دارد. این روح که ذکر آن در اساطیر ایرلندی نیز رفته است , مدام شیون و زاری می کند و فقط از سوی اعضای نزدیک فامیلقابل شنیدن است. موارد بسیاری وجود دارد که افراد صداهایی را از آدم های محبوب و مورد علاقه خود , در هنگام خواب یا بیداری , می شنوند و این در حالی است که دارنده صدا یا مرده و یا در آن محل حضور ندارد.

ارواح بویایی :

ارواح بویایی آن دسته از ارواحی هستند که دیده نمی شوند اما بوی آنها استشمام میشود. در اواخر قرن نوزدهم میلادی یک امپراتریس فرانسوی به اسم یوجین فرزند پسر خود را به هنگام تجاوز ارتش بریتانیا در سال 1879 در ((زولولند)) از دست داد. شاهزاده را در همان میدان نبرد دفن کرده و دور گور او را سنگ چین کردند تا محل دفن مشخص باشد. امپراتریس یوجین سال بعد به دیدن ((زولولند)) محل قتل و مدفن پسر محبوبش رفت . امپراتریس هنگامی که دریافت محل دفن پسرش را گیاهان پوشانیده اند بطوری که یافتن سنگ چین دور قبر امکان پذیر نیست , به شدت پریشان و افسرده شد. اما در همین احوال امپراتریس بینی خود را به سوی جریان هوا گرفت و فریاد بر آورد:__من رایحه گل های بنفشه را استشمام می کنم این گل ها گل های محبوب پسرم بودند.)) امپراتریس این رایحه را دنبال کرد و از این طریق توانست قبر فرزند خود را بیابد.

ارواح بساوایی:

ارواح بساوایی ارواحی هستند که دیده نمی شوند اما لمس می شوند . در سال 1993 شعله های ویرانگر آتش , خانه ای را که خانواده ((دوگین)) در آن زندگی میکردند فراگرفت. والدین توانستند جان خود و سه فرزند خویش را نجات بدهند اما بچه چهارم که از همه کوچکتر بود و میشله نام داشت , دراتاق خود به دام افتاده بود. اعضای خانواده از بیرون شاهد گسترش آتش به سوی اتاق میشله بودند . میشله 8 ساله دستان خور را به نشانه تقاضای کمک به سوی پنجره دراز کرده بود اما کاری از دست هیچ کس ساخته نبود . در همین لحظات ناگهان چیزی در پست پنجره ظاهر شد و سپس میشله از پشت پنجره به داخل حیات خانه پرتاب گردید . میشله با کمال تعجب هیچ آسیبی ندیده بود. دخترک بعدا ادعا کرد که در آن لحظات که آتش به او نزدیک تر می شد , ناگهان مادر بزرگش را دید که به سوی او آمد و وی را بلند کرد و از پنجره به داخل حیات پرتاب کرد. این در حالی بود که مادر بزرگ میشله سال ها قبل از وقوع این حادثه فوت کرده بود.

ارواح در عکس ها:

دراره ای از موارد تصاویر ارواح که با چشم غیر مسلح قابل مشاهده نیستند , بر روی فیلم عکاسی ظاهر می شوند . با وصف این بسیاری از عکس هایی که از ارواح گرفته شده هرگز مورد تایید قرار نگرفته است. در واقع این به اصطلاح (( ارواح )) هرچیزی از بند دوربین و لکه روی عدسی گرفته تا نور اضافی و بخار نفس عکاس بوده اند , بجز ارواح واقعی. اما لوئیس و شارون گریو , رهبران ((انجمن شکارچیان ارواح فیلادلفیا)) ادعا می کنند که آنها به صورت منظمی از اواح عکس گرفته اند, در حالی که این ارواح با چشم غیر مسلح قابل مشاهده نبودند. این دو عکاس هم اینک مجموعه ای از عکس های ارواح را در اختیار داردند . گرچه در بسیاری از عکس ها چیز هایی شبیه قطرات آب , دود , یا نور اضافی به چشم می خورد اما در درستی برخی از عکس ها نمی توان تردید کرد , شاید این عکس ها ثبت واقعی تصاویری از پدیده های ماوراء الطبیعه ای باشد.

قلعه هستینگز :

یکی از روزهای تابستان 1976 , دو توریست که مشغول بازدید از قلعه هستینگز بودند از یکدیگر عکاسی کردند و سپس از یک توریست دیگر خواستند که یک عکس دوتایی از آنها بگیرد. بعدا هنگامی که عکس ها چاپ شدند , در تمامی عکس ها یک چهره دیگر هم در کنار این دو توریست به چشم می خورد. این چهره متعلق به زنی بود که لباس راهبه ها را بر تن داشت و درست در پشت دو توریست ایستاده بود . کارشناسان عکاسی در درستی عکس ها هیچ تردیدی نداشتند. تحقیقات بعدی نشان داد که ساکنان اطراف قلعه هستینگز هر از چند گاه شاهدر ظاهر شدن یک روح راهبه ای در لباس قهوه ای بوده اند. آنها اضافه کرده اند که این روح را در مدخل یک سیاهچال قدیمی در حال حفر زمین مشاهده کرده اند.

ثبت بر روی فیلم:

در سپتامبر سال 1933 , ناگهان یک باشگاه در شمال انگلستان تصویر آدم ناشناسی را که در بیرون باشگاه استاده بود و توسط دوربین ویریویی امنیتی گرفته شده بود , بر روی مانیتور خود مشاهده کرد. نگهبان بلافاصله موضوع را مورد بررسی قرار داد اما نتوانست هیچ نشانه و مدرکی بیابد که آن فرد واقعا در جلوی دوربین مخفی حضور داشته است. نگهبان بعدا به دفتر کار خود بازگشت و باز تصویر همان فرد را بر روی مانیتور خود مشاهده کرد. در واقع این تصویر , تصویر یک روح بود که برای چند دقیقه بر روی مانیتور ظاهر شده بود. سر و کله این شبح ماه بعد باز به همین ترتیب پیدا شد. کارشناسان پس از ارزیابی دقیق نوار ویدیویی مذکور نتوانستند هیچ توضیح علمی و قانع کننده ای در این خصوص ارایه کنند.

ارتباط با ارواح

نوشته کارن هارل


 
روش های فوری بیدار کردن سوژه در هیپنوتیزم
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢۳  
این موضوع که یک سوژه با روش های متعارف بخوبی از خواب هیپنوتیزمی بیدار نشود پدیده بسیار نادر است. اگر شما با این حادثه برخورد کردید , یکی از دلایل آن این است که سوژه از استقرار در یک حالت ریلاکس شدن عمیق لدت می برد و نمی خواهد از این وضعیت دلچسب و فرح انگیز خارج شود. بلکه بر عکس مایل است این حالت مطبوع تداوم پیدا کند. شاید هم بر اثر یک پیش داوری تر آلود , نمی خواهد از خواب بیدار شود.
در این شرایط شما اصلا نباید اعتماد به نفس خود را از دست بدهید. سعی کنید حدس بزنید که چه چیزی باعث شده تا او همچنان در حالت خواب باقی بماند. در این شرایط به او تاکید کنید که استراحت او کافی بوده و حالا زمان بیدار شدن او فرا رسیده است. به او متذکر شوید که شما می خواهید تا پنج بشمارید . زمانی که به عدد پنج برسید , او کاملا بیدار و هوشیار خواهد بود. پس از آن مطابق روش های معمولی این شمارش را تا پنج انجام دهید. یک روش جالب این است که این شمردن را به عهده سوژه بگذارید و به او بگویید که در ذهن خودش تا پنج بشمارد . زمانی که به عدد پنج رسید , کاملا بیدار و سر حال خواهد بود . می توانید به او بگویید که با شمردن هر عدد , نفس عمیقی هم بکشد.
گاهی دمیدن سریع بازدم تنفسی بر روی چشمان او , باعث میشود تا بسرعت و بخوبی از خواب بیدار شود. یک روش دیگر آن است که پلک های او را از یکدیگر باز کنید و هوای بازدم تنفسی خود را بشدت مناسبی به چشمان او بدمید.
اگر تمام این اقدامات بی نتیجه بود و این پدیده ای بسیار بسیار نادر است , سوژه را در یک مبل یا رختخواب به حالت استراحت قرار بدهید و به او بگویید تا زمانی که مایل است , می تواند بخوابد و او را راحت بگذارید . پس از مدتی او از خواب بیدار میشود. اگر این جریان شما را برآشفته و دستپاچه نکند , در تحت هیچ شرایطی سوژه از بیدار نشدن دچار ناراحتی نخواهد شد.
در موارد بسیار نادر مکن است نیاز پیدا شود به اینکه شما یک پنکه را در مقابل صورت سوژه قرار داده و با دست چشمان او را باز کنید تا هوای سرد به صورت و چشمان او برخورد کند. اگر پس از بیدار شدن آثاری از سستی و بی حالی در او مشاهده کردید , به او کمک کنید تا کمی د هوای آزاد قدم بزند تا جریان خون او بهتر به حرکت آید و وضع او به حالت عادی برگردد.

هیپنوتیزم

نوشته هاری آرونز


 
 
 
 
ریکی عرفان ارتباط با ارواح ارواح
هاله انرژی درمانی مدیتیشن یوگا خود هیپنوتیزم
ماوراءالطبیعه متافیزیک چاکرا هاله
موکل ملائک جن هیپنوتیزم
ایران عرفان هیپنوتراپی ایران ارواح جن و ارواح
برونفکنی (پرواز روح ) هاله و چاکرا انرژی درمانی ghosts
metaphysics چاکرا و انرژی درمانی ایران متافیزیک علوم غریبه
پیسکومتری سایکومتری روشن بینی ملک فرشتگان
ghoststudy هیپنوتیزم تله پاتی آجنا چشم سوم تله کینزی
muladhara manipura هاله درمانی swadhisthana

مرجع سایت های متافیزیک

مرجع سایت های ماوراءالطبیعه

ماوراءالطبیعه

arvah.blogfa.com